RSS 2.0  


حمید

زندگی نامه زيرشلواری



پروفایل مدیر : حمید

ایمیل مدیر وبلاگ
آرشیو کامل زیرشلواری

صفحه نخست
عناوین مطالب وبلاگ
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
دوستان زيرشلواری

  لیست وبلاگ های تخصصی
اراجيف برگوزيده

نرگس را من ميکنم تمام !
۱۲ دليل قانع کننده که دختر بودن بهتر از پسر بودن است !
نامه ای به خدا ۲
نوشته های کودک نفهم ۶
چگونه روشنفکر شويم !
دودر مردی سعدی نام !
حاج آقا و حاج خانم اسميت
آموزش برنامه paint به زبان ساده !
نوشته های يک کودک نفهم ۵
آرشيو زيرشلواری ...

زیرشلواری در یاهو


سه‌شنبه ٢۸ شهریور ،۱۳۸٥
نرگس را من ميکنم تمام !

narges

نرگس را من میکنم تمام  ... !

+ پایان سوسیالیستی : شوکت در حالی که نفسای آخرشو میکشه، همه مال و اموالشو به صورت کاملا مساوی بین دوماداش تقسیم میکنه و خیلی بچه باحالیه این شوکت کلا"!

+ پایان کمونیستی : شوکت همه مال و اموالشو میده به اون داماد پشمالو اش و به این یکی دامادش میگه تو بیا اینو بخور بابا !

+ پایان تروریستی : نرگس در یک حرکت انتحاری به خودش نارنجک میبنده و میره زیر شوکت !

+ پایان فمینیستی : زن شوکت و نسرین از شوهراشون طلاق میگیرن بعد نرگسم جو میگیره اونم طلاقشو میگیره همینجوری تخمی ! بعدش این سه تا با چند تا از خانمای همسایه یک گروه فمنیستی تشکیل میدن و هر روز باهم میرن شافی کاپ !

+ پایان نازیسمی : شوکت خوار و مادره همرو از دم یکی میکنه و در اوج قدرت و مایه داری به دخترش میگه زنگ بزنه یه خبر بد بهش بده که سکته کنه !

+ پایان ایدزیسمی : نرگس با بهروز رابطه نامشروع برقرار میکنه و ایدز میگیره ! خب وقتی نرگس ایدز بگیره خب شوهرشم میگیره دیگه ! البته بعدا" معلوم میشه که زن اول آقا احسان هم در اثر ایدز سقط شده!  

+ پایان ایده آلیستی : همه خیلی خوبن و هیچ بدی وجود نداره ! همه خیلی خوشبخت میشن تو زندگی زناشوییشون ! و کلا" زندگی خیلی خوش میگذره !

+ پایان جواتیسمی : دوست آقا احسان در یک حرکت جوانمردانه میاد نسرین و میگیره و بچشو مثل بچه خودش بزرگ میکنه !

+ پایان راشیتیسمی : بهروز از خارج برمیگرده و وقتی واسه اولین بار بچشو میبینه جو میگیرتش بچشو میندازه بالا یادش میره بگیرتش ! و بچه در 2 ماهگی !! جان به جان آفرین تسلیم میکنه !

+ پایان تراژدیسمی : بهار در 3 سالگی به بلوغ میرسه !! و در سن 9 سالگی در حالی که دندوناش ریخته بوده دیده از جهان فرو میبنده !!

+ پایان به تخم ام نیستی ! : شوکت زمین گیر میشه و جزای کاراشو میبینه ! نسرینم بهروز و میبخشه و زندگی شونو دوباره از نو میسازند !!! دو تا پا هم باید حتما باشه تو تصویر !

+ و پایان زیرشلواریسمی : نرگس بعد از 90 قسمت بالاخره تصمیم میگیره پریود شه !!!

 

اين چرت و پلاها نوشته شده در ساعت ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ شهریور ،۱۳۸٥   توسط حمید          پيام هاي ديگران ()
دوشنبه ۱۳ شهریور ،۱۳۸٥
۱۲ دليل قانع کننده که دختر بودن بهتر از پسر بودن است !

girl 

۱۲ دلیل قانع کننده که چرا دختر بودن بهتر از پسر بودن است !

 

۱- اگه آی کیوت در سطح پهن هم باشه زرت و زورت واحد پاس میکنی !

2- هر موقع اراده کنی با یه ماشین کولر دار میری هر قبرستونی که میخوای !

3- اگه شبیه بچه کرگدن هم باشی همیشه یه پسر کسخول پیدا میشه که بهت شماره بده !

4- بالاخره یه کس و شعری میتونی بمالی به اون دک و پوزت که چروکات معلوم نشه !

5 - میتونی به این قضیه افتخار کنی که وقتی میری تو روم چت ، کلی ? asl  میفرستن واست !

6- هر چقدم هیکلت گهی باشه بازم واست لباس پیدا میشه !

7- تو اورکات عکس ننه بزرگتم بزاری همه Add ات میکنن !

8- همیشه میتوتی ثابت کنی که با هیچ کسی رابطه ای نداشتی !

9- بدون بی دلیل وبلاگت روزی کلی بازدبد کننده داره !

10- تو ورزشگاه آزادی رات نمیدن وگرنه تو بازی با آلمان حتما میمردی !

11- اگه ماشینت پنچر شد یا بنزین تموم کردی ، مطمثن باش یه فردین پیدا میشه کمکت کنه!

12- هر موقع بگوزی همه داداشتو نیگا میکنن ! 

اين چرت و پلاها نوشته شده در ساعت ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳ شهریور ،۱۳۸٥   توسط حمید          پيام هاي ديگران ()
پنجشنبه ٩ شهریور ،۱۳۸٥
نامه ای به خدا ۲

alone

سامو علیک خدا جون

خیلی وقت بود واست چیزی ننوشته بودم ...
خیلی دلم تنگ شده بود واست ... 
چن بار زنگیدم در دسترس نبودی ! 
میگن اون بالا مالاها خوب آنتن نمیده ... 

خدا جون ...
کجا داری می بری مارو ؟ 
آخرش چی؟
هان ؟


دیگه حس و حال هیچ کاریو ندارم ...
حتی نوشتن .... 


خدا جون !
وبلاگستان خیلی سوت و کور شده .
خیلی ....

اين چرت و پلاها نوشته شده در ساعت ٩:۱٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٩ شهریور ،۱۳۸٥   توسط حمید          پيام هاي ديگران ()
شنبه ٢۱ امرداد ،۱۳۸٥
نوشته های کودک نفهم ۶

baby6

موضوع انشاء : خانه ای که در آن زندگی میکنید را توصیف کنید

 

خونه اونجاست خونه من                            اونجا که هستی تو با من !
خونه عشقه !    خونه عشقه !                     دیددیدیددیدیدیددیدیددی!

                                                                                           ((هلن))

خانه ما خیـــــلی تخمی میباشد . در حـــیاط خانه ما یک حوض داریم که یک فواره
در وسط آن میباشد . یک بار که یکی از دوســــتان مادرم خـــــانه ما آمده بود پدرم
خیــــلی جو زده شد و در حـــــوض خانه شیرجه خمــــــپاره ای زد و همه فواره تو
اونجای پدرم میباشد ! 
ما یک توالت بزرگ داریم که خیلی همیشه میگیرد و خانه ما خیـــــــلی بو میدهد .
 در خانه ما یک حمام میباشد و خیلی لیز است و پدرم همیشه لیز میخورد !
ولی من نمیدانم چرا هر دفعه که پدرم حمام میرود همه صابون ها غیب میشوند‌!!!
 سقف خانه ما همیشه در حـــــال ریزش میباشد . یکبـــــار یک تکه آجر بروی سر 
برادرم افتاد و قطع نخاع میباشد . ما یک اتاق خواب داریم که هــمه با هم میخوابیم 
البته بعضی شب ها که پدرم قاطی میباشذ مرا در توالت می انـــــدازد و  در را هم
قلف میکند و من تا صبح همانجا میخوابم و خیلی حال میدهد.
 ما یک کمد خیلی بزرگ داریم که هر وقت صاحب حانه می آید پــــــــدرم به صورت 
کاملا اتفاقی در داخل آن میباشد ! خانه ما اجاره ای میباشد و هر ماه کــــلی اجاره
میدهیم ولی صاحب خانه ما خیلی پفیوز میباشد و وسایل ما را تو جوب می اندازد ! 
خانه ما ضد زلزله میباشد و خیلی محکم است ولی هر سال در چهارشنبه سوری
خانه ما ریخته میباشد . 
پدرم میگوید که یک خانه بزرگ تو ولنجک برای ما میخرد که از اجاره نشینی
راحت بشویم! مادرم از این حرف پدرم خیلی قرمز میباشد و من را خیلی کتک میزند .
 خانه ما خیلی باحال میباشد و من خیلی آن را دوست میدارم و این بود انشاء من ...
   

اين چرت و پلاها نوشته شده در ساعت ۱۱:٤۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ امرداد ،۱۳۸٥   توسط حمید          پيام هاي ديگران ()
جمعه ٢٢ اردیبهشت ،۱۳۸٥
چگونه روشنفکر شويم !

openmind

چگونه روشنفکر شويم !

مواد لازم  : شـــــافی کاپ ، پيپ ، موسيقی کلاسيک ، قهوه فرانسه ، کتاب شعر
( حتما به زبان فرانسوی ) ، محاسن ( به مقدار کافی )

روش کار : اين روش ، خيلی روش خوبيه به اين دليل که تقريباً همه دخــــترا خيلی
از پسرای تيريپ روشنفکر خوششون مياد ! روشنفکر شدنم خيلی کارسخــــــــتی
نيست کافــــــــــــــيه چند تا اسم نويســـــنده و کـــــــارگردانی رو که تا حالا کسی
اسمشونو نشنيده حفظ کنين و تو هر جمله ای که ميگين يه دو سه تاشو بندازين !
در ضمن لازمه بزارين يه کم محاسنتون بلند شه‌‌ ! هم نشونه روشـــــــــــنفکريه هم
ميتونين دستاتونو باهاش خشک کنين !
سعی کنين کارايی و بکنين که بقيه نميکنن ! مثلا بد نيست حـــــــداقل روزی ۲ بار
بيفتين تو جوب ! يا تو در و ديوار بخورين ! در هنگام راه رفتن شيلنگ تـــخته بندازين !
اينا خيلی جواب ميده و نشون ميده شما خيلی کارتون درسته !
لباس پوشيدنم خيلی مهمه ! سعی کنين يه جور لباس بپوشين که هـــــمه بگيرن
اين قضيه رو که شما روشنفکرين ! لباسای گشاد ، گيوه و کش موی بنفـــــــــش !‌‌
خيلی به کارتون مياد .
امآ روش صحبت کردن ! بايد خيلی آروم و نامفهوم صحبت کنين جوری که طـــــــرف
هيچی از حرفای شما نفهمه و فکر کنه شما خيلی اين کاره ايد‌ ! هر چـــی بتونين
بيشتر کس و شعر سر هم کنين راحت تر کارتون انجام ميشه !
بقيه رو به پشم فلان باباتونم حساب نکنيد و فکر کــــنيد هيــــــشکی بيـــــشتر از
شما نميدونه !  به هر گدايی که سر راهتون ميبينين حداقل ۵۰۰ تومن کمک کنيد! 
سعی کنين حموم نريد ! خيلی مــــــهمه اين قضيه ! هر چـــــی شيپيش تر باشيد
روشنفکر تر به نظر ميرسيد ! 
بايد حتما موسيقی کلاسيک گـوش بدين ! ‌البتـــــــــه وقتی تو يه جمع روشنفکری
هستين !  بعد که رفتين خونه مـيتونين با همــــــــــــــون داوود بهبودی حال کنين ! 
هر رشــــــــته ای که تو دانشگـاء ! خونديـن رو بايد بيخيال شين و به همه بگين که
فلسفه خوندين ! البته واسه اينکه گــــــندش در نياد بگين تو يکی از دانشـگاء های
خارجی ! 
مثله گاو غذا بخورين اينم يکی ديگه از کارايی که روشنفکرا ميکنن !
خوار خواهرتون رو تو خونه ســــرويس کنين و هی بــهش گير تــــخمی بدين ولـــی
وقـــتی تيريپ روشنفکريه کاری به کارش نداشته باشـــين‌‌ ! اين روشا خيلی جواب
ميده ! من تاحالا خودم چند بار با همين روشا روشـــــــنفکر شدم ! 

آره داداش من ! آب هندونه رو از برنامه غذاييت حذف کن توام ميتونی ... 

اين چرت و پلاها نوشته شده در ساعت ۱:۱۱ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٢ اردیبهشت ،۱۳۸٥   توسط حمید          پيام هاي ديگران ()